صفحه اصلي | عناوين مطالب | لينك دوستان
مينيمال هاے عاشقــــانـہ
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 12:13  توسط "به روز"  | 

... چون اشخاصي كه از همديگر خوششان مي آيد ، خيال مي كنند ديگران هم از آنها خوششان مي آيد و خيلي لوس و بي مزه مي شوند.

... نرون از پاره اي جهات از زمان خودش جلوتر بود. مثلا آب آشاميدني اش را مي جوشاند تا آلودگي هايش از ميان برود. اما از پاره اي جهات جلوتر نبود. مثلا بعد يخ توي آب مي انداخت تا آلوده شود.

... گاهي زنها و مردهاي هون عاشق همديگر مي شدند و كار از شوخي هم مي گذشت و به ازدواج مي كشيد.

... آتيلا در اين موقع شصت سال داشت ولي همۀ اركان وجودش صحيح و سالم بود جز عقلش كه ظاهرا دچار فتور شده بود. روي همين حساب تصميم گرفت باز ازدواج كند ، چون كه هيچ كدام از سيصد تا زني كه قبلا گرفته بود او را خوشبخت نكرده بودند. اين بود كه با ايلديكويا ميلدا ازدواج كرد. ايلديكويا ميلدا دختر تپلي موبوري از كشور گول بود كه آتيلا پدر و مادرش را به جاي گربه همان دم حجله كشته بود.

... با همه اينها هفت سال طول كشيد تا كريستف كلمب توانست رگ خواب ايزابلا را گير بياورد. البته در اين مدت گويا چند تا رگ ديگر هم گير آورد ، ولي هيچ كدام رگ خواب نبودند ، به اين جهت كريستف كلمب آنها را ول كرد.

... كيمياگران مي گويند كه مغز گربه فورا باعث مرگ مي شود. همين يك حرف براي نشان دادن بطلان دعاوي كيمياگران كافي است. چون كه اگر اين طور بود خود گربه ها بايد زودتر از همه مي مردند ، و حال آن كه ما گربۀ زنده زياد ديده ايم.

.....

جملاتي كه در بالا  خوانديد ، قسمت هايي از كتاب "چنين كنند بزرگان" ، ترجمه ي نجف دريابندري است. اگر اين كتاب را نخوانده ايد ، بشتابيد كه واقعا خوندنش لذت بخشه.

+پيشنهاد مي كنم پاورقي ها رو از دست نديد ، چون نصف لذت خوندن اين كتاب به پاورقياشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 21:29  توسط "به روز"  | 

مطالب قدیمی‌تر